قبل نوشت: میان استخوان های خُرد شده ایم، اما "امید" تقلا میکند برای روئیدن!
به آنان که ما را رها نمودند
در خاک خالی،
بی آب و بی گیاه
بی هیچ اشک و آه
بگویید:
ما ریشه در خویش داشتیم
و سبز گشتیم
و سبز شد بهار
از: محمود دریش
بعد نوشت: حدود دو سال پیش، روزی که از آزمایشگاه داشتم به ساختمان اداری می رفتم (در واقع به بخش جدید منتقل شده بودم) آقای صادقی با خنده بهم گفت: خانم دکتر! از اینجا میری ولی بازگشت همه به سوی آزمایشگاه است! امروز من به آزمایشگاه برگشتم و اولین روز کاری خودم رو اینجا شروع کردم ولی این بار به عنوان سرپرست آزمایشگاه استان
خدایا شکرت... تلاش های صادقانه من بالاخره به ثمر نشست و موقعیت کاریم به شرایط و نتایج خوبی رسید.
هر چند انتخاب من برای این بخش، باعث شد زینب با من قطع رابطه کنه! شخصی که تمام مدتی که من در این مجموعه بودم، اون رو دوست خودم میدونستم اما متاسفانه عدم حُسن نیتش به من ثابت شد. این رفتارها غمگینم میکنه، اینکه هیچکسی از شرایط و مسائل زندگی من خبر نداره و سختی های زیادی که تو این راه داشتم رو نمی بینه اما به خودش اجازه میده من رو به دلخواه خودش قضاوت کنه. خدایا خودت کمک کن تا در مسیر درست قدم بردارم.
* مدیر سابق راهی کانادا شد و نتایج جذب دانشگاه ملایر هم اعلام شد. امروز در هوای بارانی تیر ماه به این فکر کردم که همه چیز در زمان بندی خدا کاملا طبق برنامه پیش میره، خدایا خودت کمک کن ما هم صبر و ظرفیت پذیرش داشته باشیم.
پرواز تا بی نهایت...ما را در سایت پرواز تا بی نهایت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 84