پرواز تا بی نهایت

خرید بک لینک
مدتهاست به برنامه ریزی برای اولویت های زندگی ام فکر میکنم و به این نتیجه رسیدم در شرایط فعلی بهترین گزینه انصراف از کار بیرون از منزل است! بعد از مقدمات و اعلام به مدیر، امروز استعفای خودم رو قطعی کردم و صادقانه گفتم فعلا اولویت های دیگری در زندگی دارم.الان تنها در اتاق کارم نشسته ام و بعد از جمع بندی و تحویل کارها، دارم به ادامه مسیر فکر میکنم و با احساسی در دلم، یاد این آیه افتادم: فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسَى* "در اين هنگام موسي ترس خفيفي در دل احساس كرد."در تفسیر این آیه نوشته شده: «أَوْجَسَ» از ماده «ايجاس» در اصل از «وجس» (بر وزن حبس) به معنى صداى پنهان گرفته شده است، بنابراين «ايجاس» به معنى يك احساس پنهانى و درونى است، و اين تعبير نشان مى‌دهد كه ترس درونى موسى‌ عليه السلام، سطحى و خفيف بود تازه آن هم به خاطر اين نبود كه براى صحنه رعب‌انگيزى كه بر اثر سحر ساحران به وجود آمده بود اهميتى قائل شده باشد. بلكه از اين بيم داشت كه نكند مردم تحت تأثير اين صحنه واقع شوند، آن چنان كه بازگرداندن آنها آسان نباشد. و يا پيش از آن كه موسى‌ عليه السلام مجال نشان دادن معجزه خود را داشته باشد جمعى صحنه را ترك گويند، يا از صحنه بيرونشان كنند و حق آشكار نگردد.چنان كه در خطبه 4 «نهج البلاغه» مى‌خوانيم: لَمْ‌يُوجِسْ مُوسى‌ خِيفَةً عَلى‌ نَفْسِهِ بَلْ أَشْفَقَ مِنْ غَلَبَةِ الْجُهَّالِ وَ دُوَلِ الضَّلالِ: «موسى‌ عليه السلام هرگز به خاطر خودش در درون دل احساس ترس نكرد، بلكه از آن ترسيد كه جاهلان غلبه كنند و دولت‌هاى ضلال، پيروز شوند».به این می اندیشم که من و مخمل چالش های متعددی را در کنار هم و با موفقیت پشت سر گذاشتیم پس این "خیفة" را هم نباید به دلم راه دهم! و دلم را به آیه بعدی پرواز تا بی نهایت...ادامه مطلب

ما را در سایت پرواز تا بی نهایت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: يکشنبه 2 آذر 1404 ساعت: 16:51

قبل نوشت: حرف‌های ناگفته زیاد دارم از شروع به کار در مزرعه بلوبری، ج.ن.گ ۱۲ روزه و حمله به رشت، سفر به مشهد و اتفاقات زیاد ولی فعلا حرف دیگری دارم. احتمالا برای همه پیش میاد که با خوندن یک جمله از کتاب، یا شنیدن یک آهنگ، تماشای یک برش از یک فیلم، گفتن یک حرف، بوییدن یک رایحه، حتی چشیدن طعم یک غذا، به یکباره پرت بشن وسط یک خاطره قدیمی! برای من که آدم خاطره بازی هستم خیلی این مورد پیش میاد. مثلا هر بار لوبیاپلو میپزم با خوردن اولین قاشق غذا یاد مامانم می پرواز تا بی نهایت...

ما را در سایت پرواز تا بی نهایت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: يکشنبه 2 آذر 1404 ساعت: 16:51

از تنگنای محبس تاریکی از منجلاب تیره‌ی این دنیا بانگ پر از نیاز مرا بشنو آه ای خدای قادر بی همتا! پرواز تا بی نهایت...

ما را در سایت پرواز تا بی نهایت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: يکشنبه 2 آذر 1404 ساعت: 16:51

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی / سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا؟ (شهریار) این بیت واقعا مصداق رفتار نزدیکانم در این روزها و حتی سالهای زندگی من بعد از پدر و مادر است! زمانی که دیر شده...به مخمل گفتم همه در خانواده و حتی در محل کار، برای باور و فهمیدن من دیر کردند، اما لطفا تو اینطور نباش! اگر این دنیا غریبه پرور است، تو آشنا بمان!تو پای خوبی هایت بمان.مردم حرف می زنند، حرف باد می شود،می وزد در هوا و تو را دورتر می کند از تمام کسانی که "باور" برایشان یک چهار حرفی ناآشناست.اگر کسی معنای عاشقانه هایت را نفهمید، بر روی عشق خط نکش!عاشقانه هایت را محکم در آغوش بگیر و بگذار برای داشتنش آغوشت را بفهمند.دنیا خوب، بد، زشت و زیبا فراوان دارد. تو خوب باش و زیبا بمان!و بگذار با دیدنت هر رهگذر ناامیدی لبخند بزند، رو به آسمان نگاه کند و زیر لب بگوید:"هنوز هم عشق پیدا می شود." از: نادر ابراهیمی پ.ن: کار جدیدم رو خیلی دوست دارم، به مرضیه گفتم برای بازدید از هر پروژه انگار به یک اردو در مناطق سرسبز و باصفای گیلان میرم!از ماهیت اصلی کار قبل ناراضی نبودم و در واقع همون وظایف رو اینجا هم ادامه میدم، ولی حواشی آنجا برایم فرسایشی بود. امروز که مدیر اسبق! زنگ زد گفتم آقای س اینجا خیلی کوچکتر از شرکت قبله ولی من آرامش فکر دارم!کسی چه میدونه زندگی شاید همین باشه... وه که با این عمرهای کوته بیاعتبار / این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا؟ پرواز تا بی نهایت...ادامه مطلب

ما را در سایت پرواز تا بی نهایت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: پنجشنبه 25 مرداد 1403 ساعت: 17:18

أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُآگاه باشید! دل ها فقط به یاد خدا آرام می گیرد. (آیه 28 سوره رعد)باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر استشمشاد سایه پرور من از که کمتر است؟از آستان پیر مغان سر چرا کشمدولت در این سرای و گشایش در این در استدر کوی ما شکسته دلی میخرند و بسبازار خود فروشی از آن سوی دیگر استیک قصه بیش نیست غم عشق و این عجبکز هر زبان که می شنوم نامکرر استما آبروی فقر و قناعت نمی بریمبا پادشه بگوی که روزی مقدر است (شیخ بهایی)ذکر این روزهایم:يَا عُدَّتِى فِى شِدَّتِى، يَاحافِظِى فِى غُرْبَتِى، يَا مُونِسِى فِى وَحْدَتِى، يَا وَلِيِّى فِى نِعْمَتِى، يَاكَهْفِى حِينَ تُعْيِينِى الْمَذَاهِبُ، وَتُسَلِّمُنِى الْأَقارِبُ، وَيَخْذُلُنِى كُلُّ صَاحِبٍ ...ای توشهام در سختی، ای نگهدارم در غربت، ای همدمم در تنهایی، ای سرپرستم در نعمت، ای پناهم آنگاه که روشهای ناهنجار درماندهام سازد و نزدیکان رهایم کنند و هر همدمی دست از یاریام بردارد... ... يَا شَفِيقُ يا رَفِيقُ، فُكَّنِى مِنْ حَلَقِ الْمَضِيقِ، وَاصْرِفْ عَنِّى كُلَّ هَمٍّ وَغَمٍّ وَضِيقٍ، وَاكْفِنِى شَرَّ مَا لَاأُطِيقُ، وَأَعِنِّى عَلَىٰ ما أُطِيقُ ... ای مهربان ای دوست، رهایم کن از بندهای تنگناها و هر غم و اندوه و تنگی را از من برگردان و شرّ آنچه را تاب نیاورم از من دور ساز و بر آنچه میتوانم یاریام ده ** دعای مشلول پ.ن: زخمها خوب می شوند اما خوب شدن با مثل روز اول شدن خیلی فرق دارد. (پنه لوپه به جنگ میرود. اوریانا فالاچی) نمیدانم کجای این قصه ایستاده ام؟ اما مومنم به آنچه در زلال روشنای آیات قرآن دیدم. هیچکس از آینده خبر ندارد اما کاش حال کسی را تلخ نکنیم! پرواز تا بی نهایت...ادامه مطلب

ما را در سایت پرواز تا بی نهایت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1403 ساعت: 19:50

صفحه بندی