نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی / سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا؟ (شهریار)
این بیت واقعا مصداق رفتار نزدیکانم در این روزها و حتی سالهای زندگی من بعد از پدر و مادر است! زمانی که دیر شده...
به مخمل گفتم همه در خانواده و حتی در محل کار، برای باور و فهمیدن من دیر کردند، اما لطفا تو اینطور نباش!
اگر این دنیا غریبه پرور است، تو آشنا بمان!
تو پای خوبی هایت بمان.
مردم حرف می زنند، حرف باد می شود،
می وزد در هوا و تو را دورتر می کند از تمام کسانی که "باور" برایشان یک چهار حرفی ناآشناست.
اگر کسی معنای عاشقانه هایت را نفهمید، بر روی عشق خط نکش!
عاشقانه هایت را محکم در آغوش بگیر و بگذار برای داشتنش آغوشت را بفهمند.
دنیا خوب، بد، زشت و زیبا فراوان دارد. تو خوب باش و زیبا بمان!
و بگذار با دیدنت هر رهگذر ناامیدی لبخند بزند، رو به آسمان نگاه کند و زیر لب بگوید:
"هنوز هم عشق پیدا می شود."
از: نادر ابراهیمی
پ.ن: کار جدیدم رو خیلی دوست دارم، به مرضیه گفتم برای بازدید از هر پروژه انگار به یک اردو در مناطق سرسبز و باصفای گیلان میرم!
از ماهیت اصلی کار قبل ناراضی نبودم و در واقع همون وظایف رو اینجا هم ادامه میدم، ولی حواشی آنجا برایم فرسایشی بود. امروز که مدیر اسبق! زنگ زد گفتم آقای س اینجا خیلی کوچکتر از شرکت قبله ولی من آرامش فکر دارم!
کسی چه میدونه زندگی شاید همین باشه... وه که با این عمرهای کوته بیاعتبار / این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا؟
ما را در سایت پرواز تا بی نهایت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 26