بخشی از اولین پوستری که چند سال قبل، برای اتاق های خوابگاه، از طرف "موعود" طراحی کردم،
یک نوشته داشت: I want change
با لیلا (که یک دختر کوچولوی توراهی داره
) حرف میزدم و بهش گفتم تغییرات مثبت در شخصیت هر آدم میتونه اون رو خیلی بالا بکشه. همین من! با افکار 10 سال پیشم واقعا نمیتونستم تو شرایط فعلی زندگی کنم...
البته بنظرم اصول و چارچوب شخصیتی ام مثل قبل هست ولی خیلی از چالش هام و دغدغه هام عوض شدن. این حالم رو خوب میکنه و زندگیم رو برای خودِ فعلیم قابل قبول.
تو این اتفاقات اخیر، متاسفانه دوباره دو قطبی سازی جامعه سهم مردم شد... فکر کردن به این موضوع دلم رو به درد میاره.
نه به اون مسئولی که دستش تو جیب مردمه حق میدم،
نه به اون مسلمونی که میگه نه به حجاب اجباری!
انگار تلخی و سختی روزگار، ما رو به جایی رسونده که ذهنمون فقط تو زندگی دنیوی خودمون متوقف شده. از خودم هم خیلی میترسم...
با خودم فکر میکنم هدف ما از زندگی همینه واقعا؟ پس تعالی و کرامت انسانی کجا میره پس؟ عدالت و تلاش برای برقرای اون چی؟
سلام بر تو در تمام لحظه های روز و شب ات! میان این همه آشوب، من فقط دلتنگ توام! دلتنگ آمدنت!
در تمام طول این سفر اگر
طول و عرض صفر را
طی نکرده ام
در عبور از این مسیر دور
از الف اگر گذشته ام
از اگر اگر به یا رسیده ام
از کجا به ناکجا...
یا اگر به وهم بودنم
احتمال داده ام
باز هم دویده ام
آنچنان که زندگی مرا
در هوای تو
نفس نفس
حدس می زند
هر چه می دوم
با گمان رد گام های تو
گم نمی شوم
راستی
در میان این همه اگر
تو چقدر بایدی!
قیصر امین پور
پ.ن:
* چله سوم زیارت عاشورا رو در روز شهادت کریم اهل بیت و پیامبر رحمت و مهربانی شروع کردم. باشد که رستگار شویم!
** گویا با محدودیت اینترنت و فیلترینگ های فعلی "بازگشت خیلی ها به سوی بلاگفا است!
"
لطفا سراغی از من نگیرید "مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من"
ما را در سایت پرواز تا بی نهایت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 129