دوست نابغه من

خرید بک لینک

" و کفی بالحلم ناصرا " 

نوشت و خدا کفایت میکند برای صابران ! 

امروز صبح این جمله رو تو آخرین پیام "شاهراه" خوندم و مثل خیلی از اتفاقات دیگه تو این روزها، انگار که تمام وجودم میخواست اون رو به فال نیک بگیرم. این مدت هر زمانی که تقویم رو چک میکنم تا ببینم چند روز از مصاحبه علمی (در واقع گفتگوی دوستانه) من با خانم Oksman میگذره، ندای درونم من رو به صبر دعوت میکنه و میگه "الصبر مفتاح الفرج". نمیدونم چرا؟ اما تو محاسبات من، از هر راهی که رو لطف و رحمت خدا حساب میکنم، برای گرفتن این موقعیت، حق رو کامل به خودم میدم و میترسم از عدم پذیرش... در ظاهر به نظر میرسه برای آینده سه راه پیشِ روی من هست، دلم میخواد ذهنم خلوت بشه تا بتونم مسیر درست رو برم و بهترین تصمیم رو بگیرم. باز دلم زمزمه میکنه "شکیبایی کلید گشایش است!" 

زندگی مثل همیشه جریان داره و من تمام تلاشم رو میکنم مثل یک رود جاری باشم و زلال و شفاف بمونم

و من برای زندگی، تو را بهانه میکنم... 

پ.ن: تقریبا هر شب یک قسمت از سریال "My brilliant Friend" رو می بینم. بنظرم خیلی جالبه! 

پرواز تا بی نهایت...

ما را در سایت پرواز تا بی نهایت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 20:54

صفحه بندی