قبل نوشت: فاطمه بیشتر اوقات بهم میگه خانم متاخر! تو کلاس زبان یه واژه جدید یاد گرفتم که معنیش میشه همین دقیقه نودی بودن، ولی واقعا من آدم دقیقه نود و تعویق و تاخیر انداز نیستم! از جمعه ای که خبر شهادت سردار سلیمانی رو شنیدم تا همین جمعه که شده بعد از چهلم ایشون، قصد داشتم بیام اینجا و مطلبی بنویسم و نشد. ولی گویا واقعا هیچ تاخیری بی حکمت نیست!
اما بعد!
امسال پاییز با بچه های موعود یه سفر معنوی خوب به قم و جمکران داشتیم. اونجا تو جمکران وقتی روبروی گنبد فیروزه ای و زیبای مسجد نشسته بودم، درست تو لحظاتی که غرق درد و دل باصاحب این تکه آسمانیِ زمین بودم؛ با خودم گفتم خوش به حال ما بنده هایی که به وجود خدا یقین داریم و خوشتر به حال ما شیعه ها که امام زمان رو باور داریم
اینکه تو این دنیای پر رفت و آمد! یقین داشته باشی که یه انسان کامل هست که همیشه برای شنیدن درد و دل های تو وقت داره و تو رو بیشتر از پدر و مادرت دوستت داره و بهترین راهنمای مسیره تا تو رو به خدا برسونه یعنی نهایتِ خوشبختی! اگر او را بشناسیم!
جمعه ای که خبر شهادت سردار رو شنیدم، غم سنگینی روی دلم نشست، بی اغراق مثل غمِ کوچِ پدر عزیزم... هر چند از اینکه چنین مردی واقعا شایسته شهادت بود، به آرزوش رسید و به همرزمان پاکش پیوست، خوشحالم؛ اما فقدانش در حیات ظاهری ما خیلی تلخ و سخته! یادمه سال اول دکتری، بعد از اردوی راهیان نور به خادمهای افتخاری، یه تندیس از شهدا هدیه دادن، اما تندیس من تصویر حاج قاسم بود! به دوستم گفتم چرا برای همه شما تصویر شهداست برای من سردار سلیمانی؟ خندید و گفت ایشون شهید زنده ان!

هر چند گفتنش سخته ولی متاسفانه اینکه بخشی از جامعه ما موج سوارند! حقیقت بسیار تلخیه، شهادت سردار رو با سوز و ناله به سوگ می نشینیم و چند روز بعدش عزادار نخبگان هواپیما هستیم! اونم نه در واقعیت! فقط در پست های اینستا و توییتر برای لایک، عکس پروفایل و ... اصلا یادمون نمیاد واقعا چند نفر الان از این دنیا رفتن و چند تا خانواده داغدارن! فقط فرافکنی میکنیم انگار تنها راهکار پیشِ روی ما همین موج های تلگرام و اینستا و ... است! از خودمون نمیپرسیم چرا وقتی سردار کنارمون بود، براشون گرامیداشت نگرفتیم!؟ یا چرا وقتی این نخبه ها تو ایران بودن حواسمون بهشون نبود!؟ آخ که چقدر تلخه همراه موج این روشنفکرای مجازی بشی! ما را رها کنید در این رنج بی حساب!
فکر میکنم کلا یادمون رفته منشا این اتفاقات یه آدم پست و احمقِ قماربازه که فقط قلدری بلده و اونقدر حقیره که از انسانیت و شرافت انسانی بویی نبرده! " جهان را به ما سخت کردی بعید است / خداوند ما بر تو آسان بگیرد! "
اینجاست که نبودن امام زمان میشه یه بغض که میچسبه ته گلوم ! چرا تلخی غربت آقا گریبان هیچکدوممون رو نمیگیره؟ حواسمون نیست دردِ اصلی ما نبودن مولا و صاحبمونه؟! امامی که ما خیلی بد تنهاشون گذاشتیم
این چند روز دور و برم اتفاقاتی افتاد که عمیقا من رو به فکر فرو برد؛ ما ادعامون میشه مملکت امام زمانی هستیم اما دقیقا خودمون بیشتر از همه به امام زمان احتیاج داریم! همه ما یا بهتره بگم بیشتر ما شیعه های امام زمان! به طرز عجیبی افتادیم وسط یه بلاتکلیفی و حالا سرگردون شدیم... از سرگردونی مون هم ناراحت نیستیم و باهاش کنار اومدیم چون گاهی اوقات جای خدا به قضاوت می نشینیم و با درک و معیار خودمون همه چیز رو میسنجیم. این میشه که نتیجه اش انسانهایی میشیم با غم نان در سفره کوچک یا بزرگ! نمیخوام شعار بدم اما حقیقتا، گردش شبانه روز ما شده همین! دلخوش به گذران عمری بی هدف و نا امید که تک تک ما در آن مقصریم اما یا آن را قبول نمیکنیم یا دنبال محول کردن آن به دیگری هستیم...
پ.ن : اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
* بگیر از من این هر دو فرمانده را / دل عاشق و عقل درمانده را !
** فردا ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و روز مادره. برای من که امسال مادرم آسمانی شده، غم نبودنش روی دلم آواره اما به او که دلم حواله محبت اوست میگویم : مرا هزار امید است و هر هزار تویی!
*** چند وقتی هست که از صبح تا شب در حال دوندگیام برای کارهای رساله، آزمایشگاه، کلاس زبان و... و شب از لحظهای که چشمانم رو روی هم میذارم خواب مامان و بابا رو میبینم که مثل همیشه کنار هم هستیم! انگار در بیداری فقط در رفت و آمدم و در خواب دارم زندگی میکنم... اما شبها تا دیروقت بیدارم و همچنان در اندیشه "لا یکلف الله نفشا الا وسعها"
**** الهی و ربی من لی غیرک ؟ ❤
پرواز تا بی نهایت...ما را در سایت پرواز تا بی نهایت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 215