گفت: آرام ما خدا داریم
ما کجا کار با شما داریم
و اگر روضه ای به پا داریم
پدرم رفته ما عزاداریم
پشت در سوخت بال و پر، اما
آسمان را به ریسمان بردند
آسمان را کشان کشان بردند
پیش چشمان دیگران بردند
مادرم داد زد بمان! بردند
بازوی مادرم سپر، اما
بین آن کوچه چند بار افتاد
اشک از چشم روزگار افتاد
پدرم در دلش شرار افتاد
گفت: یک روز یک نفر اما...
شاعر: سید حمیدرضا برقعی
التماس دعای فرج
پرواز تا بی نهایت...ما را در سایت پرواز تا بی نهایت دنبال میکنید
برچسب: فاطمیه 93,فاطمیه 94,فاطمیه 92,فاطمیه شیراز,فاطمیه تهران,فاطمیه کریمی,فاطمیه اول,فاطمیه 93 کریمی,فاطمیه میثم مطیعی,فاطمیه 92 کریمی,
نویسنده:
بازدید: 184