از صفحه لینکدین یک مشاور احتمالا 60 ساله:
امروز یه مشاوره داشتم که من رو یاد مطلبی انداخت
من سال 75 ازدواج کردم
سال 67 اولین کار ساعتی
و سال 69 عملاً استخدام شدم
اونم تازه آخر 69 بود
وقتی ازدواج کردم خودم رو آدم با تجربه و بسیار واردی میدونستم و فکر میکردم چشم بازار و مهندسی و مدیریت رو کور کردم
وقتی دلار 150 تومن بود ساعتی 1500 تومن میگرفتم که به حساب الان میشه 250 هزار تومن یا روزی 2 ملیون
یه آتلیه با حدود هشت نفر بهم داده بودند
چک سفید امضأ برای خرید لوازم
تازه دو تا نرم افزار و سه تا مقاله و کلی پروژه شخصی داشتم
تازه برنامه نویس هم نبودم و مدیریت هم نخونده بودم
و جلسات مکرر با مدیرعامل چندتا شرکت مشاور
و کار با سه تا وزارتخونه در مورد GIS و CGI و تبدیل نقشه های دستی به فایل دیجیال
همه اینها تو یه شرکت که مال بابام نبود
طی 6 سال همه این کارها رو کرده بودم و هنوز هم مشغول بودم
ولی نکته مهمش اینه
اگر واقع گرا باشید میدونید که حداقل 30 سال باید کار کنید و 6 سال تازه 20 درصد راهه
تا 30 سال دیگه سه حالت پیش میاد
حالت اول
در طی 24 سال آینده از جایگاهی که هستید سقوط میکنید و متوجه میشید اصلاً خودتون نبودید و چوب بست هائی که دیگران دورتون گذاشته بودن شما رو در این جایگاه نگه میداشتند و شما رو در این توهم فرو برده بوده
حالت دوم
در طی 24 سال در همین سطح باقی میمونید و متوجه میشید که با یه پرتاب شانسی یا قرار گیری در یک جایگاه خاص به یه نقطه بالا صعود کردید و دیگه نتونستید بیشتر صعود کنید و فقط قابلیت "یکبار" پرش رو داشتید و نه بیشتر
حالت سوم
بعد 24 سال بازهم رشد کردید و به جایگاههای بالاتری رسیدید که میتونید بگید موفق بودید و پیشرفت کردید و توانائی هاتون "روزافزون" بوده که در این حالت وقتی به عقب یعنی امروزتون نگاه میکنید اون جایگاهی رو که اون موقع فکر میکردید چقدر بالاست اونقدر هم بالا نبوده و فقط یه توهم جوونی محسوب میشده
تو دوتا حالت اول که در حقیقت خودتون رو خوب نشناختید و باعث رکودتون شده و درخور توجه هم نیست
ولی حالت سوم که باید قاعدتاً اتفاق بیافته تا قابل عرض باشه نشون میده جایگاهی که هستید اگر هم بلنده فقط پله ای در صعود آتی هستش و این نیست که بهش دل ببندید و فکر کنید آخر راهه
---- تازه اول راهه ----
پس جوونهای عزیز فکر نکنید باید سریع به نقطه اوج برسید
و نقطه ای که هستید آخر اوجتون هست
و تازه اگر هم باشه در سالهای با عزت باقی عمرتون خیلی زوده که نقطه اوجتون باشه حتی اگر از همه بالاتر باشید و همه زیر پاتون قرار داشته باشند
و حالا حالاها راه دارید که برید
قراره 30 سال (حداقل) کار کنیم
و 80 سال عمر کنیم و 18 سال هم که خیلی حساب نیست
تازه بازهم 32 سال دیگه میمونه
پس فکر نکنید تو سن 30 یا 35 سالگی دیگه تمومه و به هیچ جا نرسیدید و دیگه امیدی نیست
پنجاه سال میخواین چیکار کنید؟
فرود بیائین؟
امروز تازه اول راهه
پ.ن: متنش جالب و پر از امید بود! خدا رو شکر، هنوز کسانی هستند که به نسل ما دهه شصتی ها روحیه از نوع واقع گرایانه بدن :))
- چند روز پیش یاد یک کتابی افتاده بودم همش اسم "در همین نزدیکیست" تو ذهنم مرور می شد ولی میدونستم اسمش این نبود، دیشب قبل از خواب داشتم با صاحب همون کتاب! درد و دل میکردم، بعدش انگار یکی تو خواب بهم گفت اسم کتاب رو: "کمی دیرتر" ... عجیب بود برام! باید دوباره بخونمش.
- گاهی اوقات یه چیزهایی از حاشیه زاویه نگاهم رد میشن که در واقعیت وجود ندارن! یاد بابا میفتم تو روزهای تابستون آخر زندگیش. خیلی دلتنگشم و چند وقتیه نبودنش رو خیلی حس میکنم. (سمت دلتنگی ما چند قدم راهی نیست...)
- دعاهای سر سفره افطارم دچار چرخش های غیرمنتظره در اجابت شدن :) و به همه گفتم من منتظر سورپرایزهای همیشگی خدا هستم...
- خدایا در کنار همه نعمت های بیشمار و رحمت های بیکرانت، لطفا همخونه ها و همسایه های عاقل به همه عطا بفرما! آمین
ما را در سایت پرواز تا بی نهایت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 153