
من رنج بسیار کشیده ام و می کشم، اما به آرامی و در عین کرامت رنج می برم. رنج را بخشی از زندگی میدانم، بخشی بسیار مهم. چگونه چیزی بیاموزم اگر رنج نبرم؟ اما به هنگام رنج آرام می مانم. چه کسی باور میکند من رنجی عمیق دارم؟ گمان نمیکنم نباید رنجی باشد؛ گمان نمیکنم وجود رنج نشانه اشکال است؛ گمان نمیکنم نباید در تکاپوی رفع رنج باشم؛ سعی در غلبه بر رنج ندارم، اما در تلاش ام که رنج را "معنا" کنم؛ در تلاش ام رنج را عمیقا "درک" کنم. بدون مقاومت افسرده و پریشان نیستم. تنها امید دارم به حد کافی برای درک رنج و...
ادامه مطلب
ناگهان پرده برانداختهای یعنی چه مست از خانه برون تاختهای یعنی چه زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب این چنین با همه درساختهای یعنی چه شاه خوبانی و منظور گدایان شدهای قدر این مرتبه نشناختهای یعنی چه نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی بازم از پای درانداختهای یعنی چه سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان و از میان تیغ به ما آختهای یعنی چه هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول عاقبت با همه کج باختهای یعنی چه حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار خانه از غیر نپرداختهای...
ادامه مطلب
هجوم چپ و راست - خدایا روزگاری آمد که مسیحیان کتائبی از جلو به ما حمله ور شده و ما را می کشتند و خانه های ما را زیر بمبارانها به آتش می کشیدند، و احزاب و منظمات افراطی چپ نیز از پشت به ما خنجر می زدند، روزنامه ها و رادیوها و تلویزیونهای چپ و راست به ما فحش می دادند و ما را متهم به خیانت می کردند، همه راهها مسدود شده بود، خدایا تو را شکر می کنم که راه پرافتخار شهادت را در جلوی ما گشودی، که با ایمان...
ادامه مطلب
هجوم چپ و راست - خدایا روزگاری آمد که مسیحیان کتائبی از جلو به ما حمله ور شده و ما را می کشتند و خانه های ما را زیر بمبارانها به آتش می کشیدند، و احزاب و منظمات افراطی چپ نیز از پشت به ما خنجر می زدند، روزنامه ها و رادیوها و تلویزیونهای چپ و راست به ما فحش می دادند و ما را متهم به خیانت می کردند، همه راهها مسدود شده بود، خدایا تو را شکر می کنم که راه پرافتخار شهادت را در جلوی ما گشودی، که با ایمان به تو و اطمینان خاطر، در راه حق، قدم برداریم و با تکیه به شهادت همه دشمنان را خلع سلاح کنیم. xa0 ...
ادامه مطلب